تبليغاتX
فرگل


فرگل





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:
 

ای زندگی............


من آموخته ام


به خود گوش فرا دهم


و صدايي بشنوم


كه بامن مي گويد


اين لحظه مرا چه هديه خواهد داد


نياموخته ام


گوش فرادادن به صدايي را


كه با من در سخن است


و بي وقفه مي پرسد


من بدين لحظه چه هديه خواهم داد

 


نويسنده: پریسا مورخ: شنبه دوم شهریور 1387 در ساعت: 15:49
      |+|

دوستانه
 

سلام دوستان گل

متن های پایین از طرف یه دوست خوب هستش 

نرجس جونم از مطالب قشنگ و خوندنیت ممنون امیدوارم همیشه و همه جا موفق باشی برات آرزوی برترین ها رو دارم همونجور که تو برای من آرزو داری ..................... ممنون گلکم

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد


خدایا تو را می پرستم و تنها تو را دوست دارم خدایا به من قدرتی عطا کن که بتوانم آن باشم که تو می خواهی . خدایا تو را در بی کسیهایم به چشم دل نظاره گر بوده ام ، چگونه باید تو را بخوانم؟ خود نمی دانم. خدایا این تویی که همه ی وجودم را به تو تقدیم می کنم .


محبتـــو با رنگ آبـــــی بـــکش یه کـــوچه با گــل اقاقی بکش با حس پاکت تــوی دفتر عشق یه نقشی از عشق خدایی بکش...


 


نويسنده: پریسا مورخ: یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 در ساعت: 15:59
      |+|

آزادی.............

من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهي كه بلغزد بر من ... من خودم بودم و يك حس غريب كه به صد عشق و هوس مِِي ارزد

 

 

اتل متل جدایی........ عروسکم کجایی ؟ ...........گاو حسن پریشون ................یه دل داره پر از خون.........................عشقم که رفت هندستون ..............خونم شده قبرستون...............یه عشقه دیگه بردار ...............یه دنیا غصه بردار ...............اسمشو بزار بچگی ......تا آخر زندگی .............هچین و واچین تموم شد..........عمر منم حروم شد..... .

 

عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه نداشتن كسي است كه الفباي دوست داشتن را برايت تكرار كند و تو از او رسم محبت بياموزي

 این شعر هم برای مورچه ی بالا:

اتل متل يك مورچه، قدم ميزد تو كوچه، اومد يه كفش ولگرد،پاي اونو لگد كرد، مورچه يه پاشكسته، راه نميره نشسته، با برگي پاشو بسته، نميتونه كار كنه، دونه ها رو باركنه، تولونه انبار كنه، مورچه جونم تو ماهي، عيب نداره سياهي، خوب بشه پات الهي

 

سهراب : گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي..... گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي..... گفتي زبر باران بايد رفت رفتم ولي او نه چشم هاي خيس و شسته ام را نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت : ديوانه ي باران نديده

 

من پذيرفتم که عشق افسانه است ... اين دل درد آشنا ديوانه است مي روم شايد فراموشت کنم ... با فراموشي هم آغوشت کنم مي روم از رفتن من شاد باش ... از عذاب ديدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما مي روي ... آرزو دارم ولي عاشق شوي آرزو دارم بفهمي درد را ... تلخي بر خوردهاي سرد را

 

 

 


نويسنده: پریسا مورخ: شنبه دوازدهم مرداد 1387 در ساعت: 14:47
      |+|

مرگ: پایان من

مرگ عاشق - زندگي مرگ است و مرگ زندگي...پس...درود بر مرگ و مرگ بر زندگي.

 

 

 

 


نويسنده: پریسا مورخ: چهارشنبه نهم مرداد 1387 در ساعت: 15:53
      |+|

تنها شدم
  تنهایی که از تنهایی تنها  تنها را می شناسد و تنها

 

تنهاییش را با تنها سپری می کند


نويسنده: پریسا مورخ: جمعه هفتم تیر 1387 در ساعت: 12:47
      |+|

.......................نظر یادتون نره..................
این عکس ها هم به خواست یکی از دوستان است :

                            

 

              


نويسنده: پریسا مورخ: یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 در ساعت: 20:39
      |+|

عکس ها و نوشته های عاشقانه

 آهنگ ................متن...........  

اگه تو نباشی

چی می شد با تو باشم حتی توی رویا من تو رو دوست دارم اندازه ای دنیا دلش می گیره آسمون برای من

تو تنها  بار قطرهای اشک گرم  من می ریزه دونه دونه  روی گونه هام  اگه تو نباشی  ازم جدا شی سخته دیگه زندگی برام چشم های نجیبت وقتی ازم دورند امیدی ندارم به شبام اگه تو نباشی یا ازم جدا شی سخته دیگه زندگی برام چشمای نجیبت وقتی ازم دورند امیدی ندارم به شبام   ..........  اگه تو نباشی یا ازم جدا شی سخته دیگه زندگی برام  چشمای نجیبت وقتی ازم دورند امیدی ندارم به شبام ... برای دیدن تو  لحظه پریشونم تو بیا قدرم بدون ای هم زبونم  .. من مجنون اون نگاه پاک تو  نگام کن  نگاهت این قبله گاه  این دل منه   وجودت مرحمی برای دردمه ...اگه تو نباشی یا ازم جدا شی  سخته دیگه زندگی برام چشمای نجیبت وقتی ازم دورند  امیدی ندارم به شبام .  ...اگه تو نباشی یا ازم جدا شی  سخته دیگه زندگی برام چشمای نجیبت وقتی ازم دورند  امیدی ندارم به شبام .   ...اگه تو نباشی یا ازم جدا شی  سخته دیگه زندگی برام چشمای نجیبت وقتی ازم دورند  امیدی ندارم به شبام .  اگه تو نباشی ، چشمای نجیبت ، ...اگه تو نباشی یا ازم جدا شی  سخته دیگه زندگی برام چشمای نجیبت وقتی ازم دورند  امیدی ندارم به شبام .  ...اگه تو نباشی یا ازم جدا شی  سخته دیگه زندگی برام چشمای نجیبت وقتی ازم دورند  امیدی ندارم به شبام ......

 

 

 

 

این گل های زیبا  تقدیم به شما

 


نويسنده: پریسا مورخ: پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 در ساعت: 14:50
      |+|

برای تو !!!!!!
 

پنجره را باز کن

مرگ هوای دلتنکی کرده

وقتی زنده ایم

تصور مرگ را

وقتی می میریم

تصور زنده بودن را

می کنیم

***************************************************************************

قسمت نميشه انگار ،دست تو رو بگيرم
براي آخرين بار ، براي تو بميرم
گريه نكن كه اشكات ، براي من يه درده
تحمل غم تو ، منو ديوونه كرده
هيچكي مث من تو رو دوست نداره اينو از تو چشام ميتوني بخوني
تو بودی جونمو ،عمرمو ،كسي كه مي خواستمو ،قسم راستمو ،كي مي خواي بدوني؟
واسه عشق تو
همه چي دادمو
بجز غرورمو
كه اونم رفته به باد
بود و نبودمو
همه وجودمو
واسه تو دادمو
تو ميگي منو نمي خواي....

*************************************************************************************************************

مرگ...

اگر روزي كسي از من بپرسد

كه ديگر قصدت از اين زندگي چيست

بدو گويم كه چون مي ترسم از مرگ

مرا راهي به غير از زندگي نيست

****************************************************************************************************

نه نرو !صبر کن قرارمان این نبود،باید سکه بیاندازیم اگر شیر آمد ،تردید نکن که دوستت دارم

اگر خط آمد ،مطمئن باش دوستدارت هستم صبر کن سکه بیاندازیم اگر دوستت نداشتم...اونوقت

برو.

 


نويسنده: پریسا مورخ: سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 در ساعت: 18:49
      |+|

دارم می میرم
فکر نمی کردم دنیا اینقدر

بی رحم باشه 

اینقدر ...........

منم می تونم بی رحم باشم

پس منم می شم یه چیزی مثل خود روزگار

 


نويسنده: پریسا مورخ: یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 در ساعت: 15:20
      |+|

متن های عاشقانه و قشنگ

ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد ........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست

ساقيا پيمانه ايرا لبريز کن هر چه دا ري در دهان سرريز کن ساقيامي ده که مدهوشم کند بي خبر از حال و بيهوشم کند ساقيا درد من را درمان نما جرعه اي مي در دل ودر جان نما ساقيا محتاج درمان توام در سراي دل نگهبان توام ساقيا درمان دردم دست توست اين دل بشکسته ام درشصت توست

هنگاميکه از جاده هاي شب عبور ميکني هرگز در اين انديشه مباش که خورشيد براي تو بيگانه طلوع خواهد کرد و قلبي که به هوس گفت : دوستت دارم بدان که هرگز معني لغت عشق را نخواهد داشت

یکی بود یکی نبود / زیر این سقف کبود /یه غریب آشنا /دل و جونمو ربود / اینجوری نگام نکن /گل یاس مهربون /اون غریبه خودتی همیشه با من بمون

اگه ديدی تو آسمون هيچ ستاره ای نيست ناراحت نشو خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره ی دلت

             

هر وقت دلت گرفته گريه کن مي دوني چرا وقتي گريه مي کني آروم مي شي؟! چون ا شکهاي سردت قبل از اينکه از مجراي چشم سرازير بشه يه سري به قلبت مي زنه . بعد قلبت که خيلي داغه حرارتشو مي ده به اشکات و اشکات گرم مي شن. اونوقت اشکات هم سرما شو نو مي دن به قلبت. اينجوريه که اشکات گرم مي شن و قلبت سرد

 

این هم نامه ی یک پسر کوچولو  به پریسا:::

 



نويسنده: پریسا مورخ: چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 در ساعت: 13:28
      |+|

خدایا نامه ام را بخوان

خدايا نامه ام را بخوان، سخنم را ناديده مگير چون تو تنها پناه مني و شايد آخرين آن.

اين روزها كه پي در پي مي گذرند مرا نمي خواهند.

اين شب ها كه سياه مي شوند و در كاسهء قلب تيرهء من جاي مي گيرند بر بودنم لعنت مي فرستند.

هواي اين اطراف خدايا روزهاست كه ديگر جايي براي نفس هاي من ندارد.

اين آسمان ديگر حتي دلش به حالم نمي سوزد مرا مي راند، مرا...

خدايا كنار دريا كه قدم ميزنم از يك سو شن هاي ساحل مرا نفرين مي كنند از يك سو آب آبي دريا خود را به عقب مي گشد.

هر گاه به آسمان مي نگرم خورشيد آنقدر از نگاهم خشمگين مي شود كه صورت خود چون خون قرمز مي كند.

خدايا نامه ام را تا پايان بخوان به نوشته هايم نخند زيرا كه تو آخرين اميد مني.

چگونه به فرداها بينديشم هنگامي كه كسي منتظر رسيدن من به جادهء زندگيش نيست.

چگونه به اميد آينده زنده باشم وقتي تمام درها بسته است و هر دري كه باز مي شود غمگين ترم مي سازد.

چگونه به فرجام اين روزها دلخوش باشم وقتي كه امروزم سراسر اندوه است.

چرا خدايا چرا؟

مگر مردم را لعنت كردم كه بازگشتش به سوي من باشد؟

مگر كودكي را آزردم كه حال جواب گوي معصیتش باشم؟

مگر گلي از شاخه با بي رحمي چيدم و كبوتري را با سنگ زدم كه حال چنين آواره ام؟

مگر لحظه يادت را در ذهن خود كشتم كه حال فراموش شدهء عالمم؟

چه كردم كه بايد اينقدر تنها باشم؟

نه كسي هست صداي ناله ام را بشنود نه جايي را دارم كه براي ساعتي در آن آنقدر بگريم كه بر را آن هزاران آسياب زنند بند نيايد هيچ كجاي اين دنيا برايم جايي نيست براي روح آشفته ام هيچ كس سر پناهي ندارد.

خدايا نامه ام به پايان رسيد اما دلم هنوز هزاران ناله دارد...

 

 

 

 

 

 

 

 


نويسنده: پریسا مورخ: جمعه نهم فروردین 1387 در ساعت: 20:15
      |+|

دارم می میر م
انگار وبلاگ نویسی به ما نمیاد

 


نويسنده: پریسا مورخ: سه شنبه ششم فروردین 1387 در ساعت: 11:50
      |+|

دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم

نوروزتان پیروز

 

سال نو را به تمامی ایرانیان تبریک می گویم

 

با آرزوی سالی شاد برای همه ی شما دوستان خوب

 

 

 

 

رود ها در جاري شدن و علف ها در سبز شدن معنا پيدا مي كنند. كوها با قله ها و انسان ها با عشق. بار خدايا...باشد كه لباس فاخري نداشته باشم...باشد كه خانه اي نداشته باشم...باشد كه دست و پايي نداشته باشم...اما نباشد هرگز نباشد كه در قلبم عشق نباشد.

 دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم هر روز تان نوروز

با تشکر مدیریت وبلاگ


نويسنده: پریسا مورخ: چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 در ساعت: 12:30
      |+|

باران با ترانه ###

 

     خنده هاي عاشقانه###

 

         مي خورد بر سقف قلبم###

 

  مي زند بوسه به صورت##

 

           باورت شايد نباشد##

 

           زنده شد قلبم زدستت##

 

فكر آنكه با تو باشم##

 

        با تو باشم شاد هستم##

 

توي آن دشت نگاهت ###

 

دوست دارم باز باشم###

 

 

 

 

 

چقدر بده يكي باشه خسته و تنها و غريب چقدر بده تو دنيامون دروغ و نيرنگ و فريب

 

چقدر بده حرف دل و زبون دوتا باشه

 

چقدر بده دستاي تو از دستاي من جدا باشه چقدر بده ما آدما قدر همو نمي‌دونيم

 

دور كه ميشيم از همديگه به ياد هم نمي‌مونيم چقدر بده يكي بگه دوست دارم خيلي

 

زياد ولي وقتي بري سفر بگه الهي كه نياد چقدر بده كه آسمون رنگ صداقت نباشه

 

تو كوچه‌هاي شهرمون عطر رفاقت نباشه چقدر بده ما آدما گاهي فراموش مي‌كنيم

 

همين ديروز اومديم و دو روز ديگه بايدبريم

 

 

 

همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما پول‌دارها محترمترند ....

 

همه آدم‌ها با هم برابرند ،اما دخترهايش پرطرف‌دارترند....

 

همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما بچه‌ها واجب‌ترند...

 

همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما خانم‌ها مقدم‌ترند...

 

همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما سياه‌ها بدبخت‌ترند و سفيدها برترند..

 

. البته تبعيضي در كارنيست . در كل همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما

 

بعضي‌ها برابرترند.

 

 

 

اگه چشمت پرسید بگو ندیدمش  اگه گوشت پرسید  بگو نشنیدمش

 

اگه پاهات لرزید بگو از ضعف  اگه دستات لرزید  بگو از سرماست

 

اما اگه دلت گفت به خودت دروغ نگو ..............!!!!!!##

 

 

 جک  رشتی در ادامه ی مطلب


نويسنده: پریسا مورخ: جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 در ساعت: 13:52
      |+|

نمی دانم از لبخندت چه می آید (اتش عشق یا سردی گور)

نمی دانم از چشمانت چه می خوانم ( ظلمت شب یا سپیدی نور)

نمیدانم از عشق چه می دانم (فریاد التماس یا سکوت غرور)

 نمی دانم چه می بخشد به من عشق تو (غم و اندوه یا شادی سرور)

نمی دانم تو را کجا یابم (در کنار خود یا مکانی دور)

نمی دانم که چیست که چنگ زده بر جانم ( فرشته مقدس یا دیو شرور)

نمی دانم برایت چه معنا دارم ( انسانی پر خطا یا فرشته و هور)

 نمی دانم .....  اما خوب می دانم هر کجا باشم تنها تو داری در دلم حضور

 

 

امشب می خوام تو آسمون ... (متن های عاشقانه)

امشب مي خوام تو آسمون ، عكس چشماتو بكشم ، اگه كه نگاهم نكني ناز نگاتو بكشم ، مي خوام تو رو قسم به جونه هر كي عاشقه ، بجون هر چي قلب صاف رنگ گل شقايقه، مي خوام يه كاري بكنم شايد بگي دوسم داري ، مي خوام يه حرفي بزنم كه ديگه تنهام نذاري ، مي خوام برات از آسمون ياسهاي خوشبو بچينم ، مي خوام كه جادوت بكنم هميشه پيشم بموني

 

 

نمی خواهم آخرین ورق دفتر خاطرات تو باشم

  که پاره شوم

                                          پاییز کا بیاید و تو نباشی

                                                        سوار بر بادها وسرگردان در کوچه ها   باید به دنبال کدام خانه ی خود باشم نگاهت

در زلال آب پیداست

               حضور فصل باران با تو زیباست

                                   چگونه با دو بیتی از تو گویم

                                                        سزاوار نگاهت بیش از اینهاست خدا داند که ما رویا پرستیم 

به بی مانندی چشم تو هستیم

                                                           تو را دلهای عاشق می شناسند

                                                          فدای چشم مستت ما که هستیم

 

 

 

 

 

یه دختر

یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمی شه


یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمی مونه


یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه


یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ

نمی گه
یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه


یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمی کنه


یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری


یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمی شه


یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش باباشو انقدر تو خرج نمی اندازه


یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده


یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس

قلمداد نمی کنه


یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه


یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد

روی پسر نمی زاره


یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه


دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= شانی)


یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟


یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا

تندتر برو!


یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و نخ سوزن محمدرضا گلزار

 رو به در و دیوار اتاقش نمی زنه


یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی کند


امضاء: اتحادیه "همینه که هست" و "حقیقت تلخ است

 


نويسنده: پریسا مورخ: دوشنبه بیستم اسفند 1386 در ساعت: 15:1
      |+|

fargoll.blogfa.com

گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر

 

دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان

 

سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر

 

ماندگار است که فراموشش نميکنم

 

چند تا دوسم داري ؟ همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم

 

داری یه عدد بزرگ میگفتم... ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم

 

داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که

 

میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه

 

 یکین ؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر

 

یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من به تو هم

 

 یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا همیشه یکی دوستت دارم

 

اگه یه شب به آسمون نگاه کردی هیچ ستاره ای نداشت من حاضرم تا

 

 صبح برات چشمک بزنم تا تنها ستاره ی شبهات باشم

 

 

هر كی اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت

 

هيچ ادايی جای اون ناز و اداتو نگرفت

 

پيش هر نقاشی رفتم تو رو نقاشی كنه

 

روی هر بومی زديم رنگ چشاتو نگرفت

 

 

 

 

می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو

 

 میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه

 

دردی داره!

 

 

به <@>من تو ><(((:>

.

.

.

نفهمیدی؟

.

.

میگم به چشم من تو ماهی

 

 

سلام .....سایه ی من عاشق سایتون شده .... میشه همسایه

 

بشیم؟؟!!!

 

 

اگر بدانم که خواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز

 

بیدار نمی شوم

 

اگر بدانم که مرد گان تو را بیشتر خواهند دید برای همیشه دیدن تو قید

 

 زنده بودن را می زنم

 

 

دل تو از سنگ هم که باشه برای من مشکلی نیست... چون من هنوزم بت